خیالت آنقدرها هم تخت نباشد! مبادا خاطره ای از پیراهن دریده ای روی آن بیارامد که یوسف ها همیشه هم به یعقوب ها نمی رسند! گاهی قصه های برادران راست از آب در می آید
 
حکایت آن مرد را فراموش نکرده ای که نزد روانپزشک رفت و از غم بزرگی که در دل داشت گفت . جناب دکتر فرمودن به فلان سیرک برو . آنجا دلقکی هست ، اینقدر میخنداندت تا غمت یادت برود . مرد لبخند تلخی زد و گفت من همان دلقکم
زندگی كوتاه است، قواعد را بشكن، سریع فراموش كن، به آرامی ببوس، واقعاً عاشق باش، بدون محدودیت بخند، و هیچ چیزی كه باعث خنده ات میگردد را رد نكن: 'عمیق ترین درد در زندگی مردن نیست ؛ پنهان کردن قلبی است که به اسفناک ترین حالت شکسته است
تا عاقلان راهی‌ برای خندیدن بیابند دیوانگان هزار بار خندیده اند

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 20 تیر 1389    | توسط: مهدی    |    | نظرات()