) شما در آلمان بیمارستان‌های خصوصی و دولتی را به چه نسبتی می‌بینید؟ منظورم اینست که وقتی از خانه‌ی خود بیرون می‌روید در محله‌ی خودتان چند بیمارستان، مرکز درمانی و درمانگاه دارید و چند تای آن دولتی است؟نسبتشون در سطح آلمان رو اصلاً نمیدونم. باید توجه کنی که در کنار بیمارستانهای دولتی و خصوصی که هر دو گاهی حالت زنجیره‌ای دارند (یعنی یک مدیریت اصلی هست که چند بیمارستان و کلینیک و درمانگاه رو زیر پوشش خودش داره)، به خصوص دولتیها، بیمارستانهای زیادی متعلق به کلیساهای مختلف یا انجمنهای خیریه هستند. اینها با اینکه رسماً جزو بیمارستانهای خصوصی محسوب میشند، هدف اصلیشون منفعت مالی نیست، بلکه کمک انسانی و خیرخواهیه و غیرانتفاعی هستند. بخشی از پرسنل بیمارستانهای کلیسایی از راهبه‌هایی تشکیل میشه که به اون کلیسای خاص تعلق دارند. البته دورهء آموزشی لازم رو دیده‌اند. به همین دلیل من به شخصه ترجیح میدم در بیمارستانهای کلیسای کاتولیک بستری نشم، برای اینکه هم از خود کلیسا و هم از شکل و قیافهء راهبه‌هاش خیلی بدم میاد. باز کلیسای پروتستان قابل تحملتر و امروزیتره.

در محلهء ما فقط یک بیمارستان هست که تصادفاً بزرگترین بیمارستان شهره و قبلاً دولتی بوده و حالا گویا خصوصی شده، مثل خیلی بیمارستانهای دولتی دیگه که خرده خرده به بخش خصوصی وارد میشن. البته محلهء ما خیلی کوچیکه. شهر ما سر جمع ۳۰۰ هزار نفر هم جمعیت نداره و برای همین لازم نیست هر قسمت شهر چند بیمارستان داشته باشه. حساب کردم که اگه یه کلینیک فسقلی جراحی زیبایی رو هم حساب کنیم، در تمام شهر ۱۴ کلینیک و بیمارستان هست. از همهء اینها فقط یکیشون واقعاً دولتیه که اون هم یه شبکهء درمانی مداوای اعتیاده. تا اونجایی که میدونم، بیشترشون به کلیساها و انجمنها و بقیه به بخش خصوصی تعلق دارند. البته فقط صحبت شهر ماست. در جای دیگه ممکنه این نسبت کاملاً متفاوت باشه. همونطور که گفتم واقعاً اطلاع آماری و قابل تکیه ندارم، اما حدس میزنم که این بیمارستانهای غیرانتفاعی تعدادشون از همه بیشتر باشه.

نزدیکترین مرکز درمانی یا بیمارستان چه فاصله‌ای با شما دارد؟ خدای نکرده اگر بیمار شوید، حداکثر در چه زمانی میتوانید به اولین مرکز درمانی تخصصی خود را برسانید؟

اگه تصادف کوچیکی باشه و ناجور نباشه، همین دو کوچه اونورتر یه مطب جراحی سانحی هست که دکتر خوبی صاحبشه و یه بار که پام شکسته بود رفتم پیشش. فقط معمولاً بدجوری شلوغه. غیر از این، همونطور که گفتم، دو سه خیابون اونورتر بیمارستان بزرگی هست که با ماشین شخصی پنج دقیقه‌ای اونجایی، با آمبولانس حتی شاید زودتر. اگه نشد و جا نداشتند یا به هر دلیل دیگه، با فاصلهء ده تا پونزده دقیقه سه تا بیمارستان دیگه هست. البته اگه وضعت وخیم باشه میتونی زنگ بزنی و با دکتر کشیک اورژانس و آمبولانس میان دنبالت.

۲) شما به عنوان یک فرد آلمانی آیا از بیمه و تامین اجتماعی (منظور بخش بهداشت و درمان) برخوردار هستید؟ تا چه اندازه از آن میتوانید بهره گیرید؟

اول این رو بگم که بیمه و تأمین اجتماعی ربطی به ملیت نداره. اگه آلمانی هم نبودم به همون اندازه از پوشش بیمه برخوردار بودم. کسی که شاغله کارفرماش باید اون رو بیمه بکنه: بیمهء بیماری، بیکاری و بازنشستگی. بهش میگن بیمهء قانونی (بر خلاف بیمهء خصوصی) و قسمتی از مخارج رو کارفرما میده و بقیه‌اش رو شاغل. اگه خودش کارفرما باشه (کار آزاد) بیمهء خصوصی داره که مسلماً خرجش بیشتره، اما در عوض سرویسش هم بهتره. یه نوع هم هست که اگه کار آزاد بکنی اما با درآمد نسبتاً پایین، میتونی خودت رو داوطلبانه بیمهء قانونی بکنی و خرجش رو خودت بدی که در اکثر موارد از بیمهء خصوصی ارزونتر درمیاد.

گفتن اینکه تا چه اندازه میشه از بیمه بهره گرفت اونقدرها هم راحت نیست. میشه گفت با بیمهء قانونی قسمت اعظم خرج مداوا پرداخت میشه، اما در سالهای اخیر محدودیتها بیشتر و بیشتر میشن. مثلاً هزینهء گرفتن دارو از داروخونه به نسبت قبل خیلی بیشتر شده. قبلاً نسخه رو میگرفتی و میرفتی داروخونه و فوقش سه چهار مارک خرج نسخه میدادی و بقیه‌اش رو بیمه پرداخت میکرد. الآن به نسبت تعداد داروها و قرصها و نوع نسخه، ممکنه تا بیست یورو هم پیاده بشی (کسانی که درآمد پایین دارند میتونند تقاضا بدند و از پرداخت این مبلغ معاف بشند). قبلاً رفتن به مطب دکتر مجانی بود، اما الآن هر سه ماه یک بار باید ده یورو پرداخت کنی (که البته هر چند بار که بخوای طی این مدت میتونی بری پیش دکتر). این ده یورو حق ویزیت نیست و خود دکتر قرونی از این پول رو نگه نمیداره، بلکه همه‌اش میره توی جیب بیمه و تازه برای دکتر دردسر و خرج حساب و کتابش میمونه. با همین تمهید وضع بیمه‌های دولتی خیلی بهتر شده، اما با این حال دولت به قولش مبنی بر پایین بردن خرج بیمه وفا نکرده و تازه اغلب بیمه‌های قانونی هزینهء ماهیانهء بیمه رو بالا هم برده‌اند.

کلاً وضع بیمهء درمانی نسبت به سالهای پیش همینجوری داره خرابتر میشه. گاهی آدم واقعاً این احساس رو داره که دولت میخواد از شر آدمهای پیر و مریض مزمن و فقیر راحت بشه! چون به جای اینکه مثلاً مخارج سنگین بوروکراتی و اداری بیمه رو که به میلیاردها میرسه کم کنه یا دست و پای کارخونه‌های داروسازی رو در گرون کردن داروها ببنده، همه‌اش یا به مریضهای بدبخت فشار میاره، یا به دکترها که به عنوان واکنش مجبورند در نهایت در حق مریض اجحاف کنند. یعنی همهء کاسه کوزه‌ها سر مریضهای کم‌درآمد شکسته میشه، چون دیواری کوتاهتر از دیوار اونها نیست.

- آیا در صورتی که فردی تحت پوشش بیمه نباشد و قادر به پرداخت هزینه‌های درمانی خود نباشد، دولت تدبیری برای آن اندیشیده است؟

مسئله همینه که میشه گفت همه بیمه هستند. کسی که قادر به پرداخت هزینه‌های درمانی خودش نباشه، لابد شامل کمکهای اجتماعی میشه که در اون صورت هم دولت خرج بیمه‌اش رو پرداخت میکنه.

- مراکز درمانی خصوصی چه هزینه‌هایی را از بیماران دریافت می‌کنند؟

همونطور که گفتم، بستگی به نوع بیمه داره. بیمه‌های خصوصی دهها نوع قرارداد مختلف دارند که به نسبت سن و وضعیت جسمی و مبلغی که شخص میخواد ماهانه پرداخت کنه تغییر میکنند. مثلاً میتونی بگی من جوون و سالم هستم، سال به سال سر و کارم با دکتر نمیفته، چرا ماهانه پول زیادی بابت بیمه بدم؟ ماهانه مبلغ کمی میپردازم و اگه مریض شدم، تا سقف خاصی مخارج به عهدهء خودمه، مثلاً تا هزار یورو در سال رو خودم از جیبم میدم و از اونجا به بعد رو بیمه متقبل میشه. خوب چنین شخصی اگه زیر اون مبلغی که بیمه به عنوان سقف تعیین کرده خرج ایجاد کنه، براش صورتحساب میفرستند. یکی که بیشتر میره دکتر براش به صرفتره که ماهانه مبلغ بیشتری بده، اما عوضش قسمت عمدهء مخارج به گردن بیمه باشه.

منی که بیمهء قانونی دارم، برای دکتر و درمانگاه رفتن کافیه که کارت بیمه‌ام رو نشون بدم، مگه اینکه یه درمانی باشه که بیمه پولش رو نمیده. مثلاً بیمه خرج ارزونترین نوع پر کردن دندون رو میده، اما اگه بخوای از چینی یا طلا یا پلاتین برای پر کردن استفاده کنی، باید مابه‌تفاوتش رو خودت بدی. یا اگه مثلاً جراحی زیبایی باشه ( و نتونی ثابت کنی که به این خاطر مشکل روحی یا جسمی برات ایجاد میشه) باید خودت تمام خرجش رو بدی. اینم بگم که در عرض سالهای اخیر بیمه‌های قانونی مرتب لیست خدماتی که قابل تقبل هستند رو کوتاهتر میکنند. مثلاً قدیمها خرج یه عینک ارزون رو در صورت بالا رفتن نمرهء چشم میدادند. بعد هی مبلغ رو کمتر کردند تا آخرش گفتند خرج عینک کاملاً به عهدهء بیماره. دندون مصنوعی هم همینطور.

- در صورتی که برای یک بیماری معمولی مانند سرماخوردگی و آنفولاآنزا به بیمارستان مراجعه کنید چه انتخابهایی پیش روی شما وجود دارد؟ آیا بنا به تخصصی بودن و یا عمومی بودن پزشک میزان هزینه تفاوت میکند و آیا این انتخاب با شماست که چه پزشکی را انتخاب کنید و یا در قسمت پذیرش آن مرکز این کار صورت میگیرد؟

اولاً برای سرماخوردگی هیچکس بیمارستان نمیره! بلکه به دکتر مراجعه میکنه. اصلاً در بیمارستان قبولت نمیکنند. بیمارستان مال بیماریهای جدی یا تصادفها و جراحتهاست، یا اینکه طبق تشخیص دکتر به بیمارستان فرستاده میشی، مثلاً برای عمل جراحی. دوماً دکتر هم برای سرماخوردگی ساده و غیرعفونی نسخهء بیمه‌ای نمیده. معاینه‌ات میکنه و اگه مسئلهء جدی نبود برات نسخهء خصوصی مینویسه که پولش رو خودت بدی، ضمن اینکه اغلب داروهای سرماخوردگی رو میشه بدون نسخه خرید. میزان هزینهء بیمارستان هم به بیمه مربوط میشه و برای من صورتحساب نمیفرستند که بدونم تفاوتش چقدره. اینکه چه دکتری من رو معاینه میکنه در بیمارستان به عهدهء بخش پذیرشه، یعنی در واقع اینکه چه دکترهایی کشیک بخش اورژانس باشند و نوبتم به کی بیفته. بعد اگر لازم باشه دکتر متخصص معاینه‌ام میکنه. اگه قضیه بغرنجتر باشه و کارم به بستری شدن بکشه در بخش مخصوص اون بیماری بستری میشم و دکتر متخصص معاینه‌ و مداوام رو به عهده میگیره. مثلاً یه دفعه که به خاطر آسم در بخش بیماریهای ریوی بستری بودم شانس آورده بودم و تصادفاً رئیس بخش که پروفسور هم بود مسئول مداوای من بود. اما اگه وضعت خوب باشه و بیمهء خصوصی داشته باشی، بسته به نوع قراردادت ممکنه بتونی خودت دکترت رو انتخاب کنی.

۳) وقتی به مرکز درمانی مراجعه کردید با چه تعداد مراجعه‌کننده روبه‌رو هستید؟

مرکز درمانی یعنی بیمارستان دیگه؟ بستگی به شانس داره و روز هفته و ساعت شبانه‌روز. ممکنه قبل از من هفت هشت نفر اونجا باشن، ممکنه بیست نفر، یا اینکه پرنده هم پر نزنه. در مورد مطب پزشک هم همین صدق میکنه.

۴) آیا پزشکان موظف هستند در مدتی معین به معاینه بپردازند و یا هر اندازه که بیمار لازم دانست، در اتاق پزشک می‌ماند و در مورد بیماریش صحبت می‌کند؟

مدت خاصی قانوناً معین نشده و بیمار هرچقدر که لازم باشه با دکتر صحبت میکنه. اما از اونجایی که درآمد پزشک به تعداد بیمارهایی که مداوا میکنه ربط مستقیمی داره، ممکنه بعضی از دکترهای کمتر مسئول در معاینه عجله خرج بدند و بیمار رو سرسری معاینه کنند. برای من پیش اومده و هر بار عصبانی از مطب بیرون اومده‌ام و دیگه هرگز پام رو اونجا نگذاشته‌ام. اما این عمومیت نداره. دکتری که الآن پیشش هستم گاهی آنچنان مفصل خوش و بش میکنه و در مورد چیزهای کاملاً نامربوط، مثلاً کامپیوتری که تازه خریده، گپ میزنه که گاهی صدای منشیهاش درمیاد و اعتراض میکنند که بابا ملت منتظرند! البته نمیدونم که فقط با من (و شوهرم) اینجوری صمیمیه یا در مورد بیمارهای دیگه هم صدق میکنه. اما میدونم که به طور کلی همه رو دقیق و سر صبر معاینه میکنه.

۵) پزشکان آلمانی چه برخوردی با بیماران دارند؛ منظورم اینست که آیا پزشکان آلمانی آنچنان که متعهد شده‌اند معاینات دقیق را انجام می‌دهند، دستورات پرهیزی لازم را می‌دهند و یا به محض اینکه علائمی از بیماری را دیدند به نسخه نوشتن می‌پردازند؟ در ایران شاهد هستیم که متاسفانه پزشکانی هستند که حتی بدون گذاشتن درجه‌ی دماسنج با مشاهده‌ی حالت ظاهری بیمار، بدون تشخیص اینکه بیمار مثلا سرماخورده است و یا آنفلوانزا دارد نسخه‌ی از پیش نوشته‌شده‌ای که در ذهن خود دارند را تجویز می‌کنند.

حتماً پیش میاد. بستگی به دکتر داره و همه اینجوری نیستند، اما خودم هم چنین دکترهایی رو دیده‌ام. طبق مشاهدهء من خوشبختانه تعدادشون کمتر از اونهاییه که حرفه‌اشون رو جدی میگیرند.

۶) آیا در صورتی که یک دوره‌ی درمانی تمام شود و بیمار درک کند که پزشک او تشخیص اشتباهی داده، میتواند از طریقی این مسئله را پیگیری کند و یا بخاطر این سهل‌انگاری و یا بی‌تخصصی پزشک مربوطه توبیخ می‌شود؟

پیگیریش از طریق دادگاهه که به عنوان شاکی خصوصی باید ثابت کنی که سهل‌انگاری از دکتر بوده، مثلاً با گواهی یک متخصص بیطرف. البته ثابت کردنش سخته و مسائل پزشکی معمولاً بغرنج هستند. دکترها همه بیمه هستند و اگه دادگاه تشخیص بده که دکتر مقصر بوده، بیمه خسارت رو به بیمار یا بازماندگانش میپردازه. اگه صحبت بیمارستان باشه، مدیران بیمارستان باید تشخیص بدند که آیا دکتر توبیخ میشه یا نه و چطور. همین چند وقت پیش یه چهرهء معروف تلویزیونی به خاطر اشتباه دکترش بعد از یک عمل جراحی ساده به خاطر خونریزی فوت کرد که منجر به اخراج دکتر از بیمارستان شد، اما معلوم نیست که علتش سر و صدای قضیه در رسانه‌ها بود، یا اگر سر یه آدم معمولی این بلا اومده بود هم با این شدت برخورد میکردند. فکر نکنم اینطور باشه.

۷) در ایران تا یک نفر بیماری – هرچند در وضعیت بغرنج و خطرناک- را به بیمارستان می‌آورد تا پول کلانی که شامل هزینه‌های اولیه پذیرش، سیتی‌اسکن و آزمایش‌ها و معاینات اولیه است را پرداخت نکند به کار او رسیدگی چندانی نمیکنند و بسیار مشاهده شده است که کسی با سری که شکافته شده به بیمارستان مراجعه کرده و در اثر بی‌توجهی کادر بیمارستان جان خود را در همان صف انتظار و یا اتاقی که مربوط به بخش عمومی است از دست می‌دهد. بسیاری از کسانی که تصادف می‌کنند، بدلیل همین عدم‌رسیدگیها دچار مشکلات و نارسایی‌هایی می‌شوند که تا آخر زندگی با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. آیا در آلمان کسانی که هیچ تمکن مالی نداشته باشند می‌توانند از عمل‌های لازمی که هزینه‌های سنگین دارند بهره‌مند شوند؟ آیا در آلمان کسی میتواند بخاطر نبودن سیستم خوب درمان شکایتی داشته باشد، منظورم اینست آیا نقصی در این زمینه وجود دارد که جای گِله و شکایت بگذارد؟

معلومه که اینجا چنین وضعیتی مثل ایران وجود نداره. اینی که شما میگی اگه اینجا اتفاق بیفته، به معنی «کمک نرسوندن عمدی» خواهد بود که یه اصطلاح حقوقیه و جرم سنگینیه ( این اصطلاح در مورد مردم عادی هم که ببینند یه نفر زخمی شده و مثلاً تصادف کرده و با بیتوجهی از کنارش رد بشند هم صدق میکنه). اونوقت اصلاً لازم نیست طرف شکایت کنه. دادستانی خودش در قضیه تحقیق میکنه و احتمالاً علیه پرسنل بیمارستان شکایتی تنظیم میکنه.

گفتم که کسی که پول نداشته باشه هم بیمه است و مخارج عمل جراحیش یا هر چیز دیگه‌ای که لازم داشته باشه رو بیمه میپردازه. اگر نه هم جونش رو به این خاطر از دست نمیده! اول بهش رسیدگی میکنند و بعد به فکر می‌افتند که براش صورتحساب بفرستند. اگر واقعاً بیمه نباشه و نتونه صورتحساب رو بپردازه، خوب این مبلغ رو به بیمارستان مقروض خواهد بود و قضیه مسیر قانونیش رو مثل همهء قرضهای پرداخت‌نشدهء دیگه طی میکنه. اما هیچ بیمارستان یا مطبی از کسی پول پیش نمیگیره. اصلاً با پول نقد سر و کاری ندارند، جز این اواخر در مطبها به خاطر اون ده یورویی که گفتم.

مشکلات سیستم درمانی رو قبلاً تا حدودی توضیح دادم. مسئله رسیدگی نیست. بیمارستانها مجهز هستند و معمولاً پرسنل خوبی دارند. اینکه کسی به خاطر تصمیم اشتباه یک دکتر دچار مشکلات جدی بشه نادره، اما پیش میاد. دلیلش به هر حال وضع جیبش نیست، هرچند که بیماران دارای بیمهء خصوصی، یعنی همون پولدارترها، از مزایای بیشتر و سرویس بهتری بهره‌مند میشن. به عنوان مثال اگه کسی که بیمهء خصوصی داره به مطب دکتر متخصص زنگ بزنه و وقت بخواد (رفتن پیش دکترهای عمومی معمولاً وقت قبلی نمیخواد)، بهش خیلی زودتر نوبت میرسه تا کسی که بیمهء قانونی داشته باشه. البته کسی هیچوقت حاضر نمیشه که به چنین تمایزی اعتراف کنه، با اینکه واقعیت داره.

مشکل از جای دیگه است. همونطور که گفتم خرج سنگین سر پا نگه داشتن سیستم فعلی باعث شده که دولت قدم به قدم از اونچه که قبلاً به نفع و صلاح مردم بوده عقب‌نشینی کنه و بار رو فقط روی گردهء بیماران بذاره. البته از این سیستم سوءاستفاده‌های زیادی هم میشه. چند وقت پیش سر و صدای یه رسوایی بزرگ بلند شد که چند تا دکتر در لیست بیمارانشون اسم اونهایی که فوت کرده بودند رو حذف نکرده بودند و هر چند وقت یک بار به بهانهء معاینهء اونها برای بیمه‌های دولتی صورتحساب میفرستادند و میلیونها خسارت زده بودند. خوب، این میلیونها از جیب من و امثال من رفته دیگه. نتیجه‌اش اینه که الآن آنچنان سخت میگیرند و صرفه‌جویی میکنند که میشه در درازمدت نگران سلامتی مردم بود، یعنی اقشار کم‌درآمد، با اینکه وضع البته با ایران و جاهای دیگه زمین تا آسمون فاصله داره. سیستم درمانی آلمان هنوز دارای استاندارد بالاییه. آلمان در مقایسهء سازمان جهانی بهداشت (WHO) دربارهء کیفیت خدمات درمانی مقام چهارم رو بعد از آمریکا، سوییس و لوکزامبورگ کسب کرده (با توجه به اینکه در آمریکا این کیفیت بالا نصیب همهء مردم نمیشه). نارسایی بیشتر در سیستم مالی و اداریه که حتی گاهی جلوی پیشرفت علمی رو هم میگیره، نه سطح درمانی که عرضه میشه.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 2 آذر 1389    | توسط: محمد    | طبقه بندی: زندگی و تحصیل در خارج،     | نظرات()